«دیمکتب» دنیایی دیجیتالی برای یادگیری

بهترین روش مقاله نویسی (بخش پنجم): «شاخص هاي ارزيابي آثار علمي»

بهترین روش مقاله نویسی (بخش پنجم): «شاخص هاي ارزيابي آثار علمي»

در مقاله «بهترین روش مقاله نویسی (بخش اول)» و «بهترین روش مقاله نویسی (بخش دوم)» و «بهترین روش مقاله نویسی (بخش سوم)» و «بهترین روش مقاله نویسی (بخش چهارم)» با «ساختار یک مقاله علمی»، «انواع مقاله علمی»،«ماهیت مقاله علمی-پژوهشی»، «انواع گزارشات علمی»، «تعریف پژوهش»، «ساختار تفصیلی یک مقاله علمی»، «نحوه ارجاع دهی منابع در متن» و «سيستم هاي ارزيابي آثار علمي» آشنا شدیم. از شما محقق عزیز دعوت می شود در ادامه با بخش پنجم این مقاله که توسط «دیمکتب» تهیه شده و شامل بحث ارزشمندی در خصوص «شاخص هاي ارزيابي آثار علمي» می باشد همراه باشید.

9- شاخص هاي ارزيابي آثار علمي

امروزه، اندازه گيري توليدات علمي محققين يک کار بسيار با اهميت به منظور پشتيباني تصميمات مربوط به ارزيابي تحقيقات (پذيرش پروژه هاي تحقيقاتي، بستن قرارداد با محققين، اعطاي جوايز علمي، واگذاري کمک هاي بلاعوض و ...) به شمار مي رود. براي اين منظور معيارهاي مختلفي وجود دارند که امکان کمي سازي همزمان توليدات دانشمندان و ميزان تأثيرگذاري آثارشان را فراهم مي آورند. معمولاً مطلوب اين است که براي دست يابي به يک ديد کلي از توليدات علمي محققين مورد بررسي، از ترکيب چنين معيارهايي استفاده مي شود. برخي از پرکاربردترين معيارهاي اندازه گيري آثار علمي محققين در مطالعات پيشين عبارتند از:

  • معيارهاي توليدي: تعداد کل مقالات منتشره؛ تعداد مقالات منتشره در يک دوره زماني خاص.
  • معيارهاي تأثير (عموماً بر اساس استنادهاي دريافتي): تعداد کل استنادها (با يا بدون خود- استنادها[1]: يعني مقاله هاي يک مجله به يکديگر استناد دهند)؛ متوسط استنادها به ازاي هر مقاله؛ تعداد و درصد مقالات چشمگير و تعداد استنادهاي آن ها (مقالاتي که بيشتر از يک حد مشخصي استناد دارند).
  • معيارهاي متکي بر تأثير مجله ها: ميانه ضريب تأثير مجله هايي حاوي مقالات؛ نرخ استناد نسبي (استنادهايي که مقاله در مقايسه با ميانگين استنادهاي مقالات درون مجله) و موقعيت نرمال شدة مجله ها (بر اساس موقعيت مجلات در رتبه بندي آن ها بر حسب ضريب تأثير محاسبه مي شود.

در ادامه، به بررسي اجمالي شاخص هاي ارائه شده در ادبيات مي پردازيم. همان طور که اشاره شد، هر يک از اين شاخص ها مي توانند شامل ترکيبي از معيارهاي بالا به منظور اندازه گيري عملکرد يک مجله باشند. شاخص هاي اصلي عبارتند از ضريب تأثير و خانواده شاخص h (اچ)[2] که توضيحات کلي درباره هر کدام ارائه خواهد شد. شاخص فوريت[3]، شاخص استنادي نيمه عمر[4] و ضريب تأثير پنجساله اسامي برخي ديگر از شاخص هاي اندازه گيري عملکرد مجلاترا تشکيل مي دهند.

شايان ذکر است که با توجه به ضيق مجال، از ارائه جزئيات درباره بعضي شاخص ها خودداري شده است. در صورت علاقه، خوانندگان محترم را به مطالعه منابع پاياني اين نوشتار دعوت مي نماييم.

9-1- ضريب تأثير

ضريب تأثير توسط مؤسسه ISI خلق شده و در ابتدا به عنوان يک شاخص داخلي در اين مؤسسه به کار رفت. اين ضريب چنان ايجاد شده است که چگونگي دريافت استناد براي مقالات يک مجله را در طول زمان اندازه گيري کند.

موارد استنادپذير شامل مقالات و گزارش هاي تحقيقاتي مي باشند. اما سرمقالات يا نامه ها به سردبير معمولاً استنادپذير شمرده نمي شوند. از آنجايي که در مطالعات اوليه مشاهده شد که يک چهارم استنادهاي دريافتي سال فعلي به مستندات با عمر 2-3 سال است، دو سال به عنوان حد نهايي در محاسبات لحاظ گرديد. با در نظر گرفتن بازه زماني پنج سال در فرمول بالا، ضريب تأثير پنجساله به دست مي آيد.

در سال هاي اخير، ضريب تأثير به يک شاخص مهم براي اندازه گيري نفوذ بين المللي مجلات علمي تبديل شده است. اين ضريب موقعيت نسبي يک مجله در حوزه فعاليت آن را تعيين مي کند. بعضي از سردبيران اقرار کرده اند که افزايش ضريب تأثير مجله يکي از اهداف آنان مي باشد. برخي از پژوهشگران نيز تأثير پاداش هاي مربوط به ضريب تأثير را در بهره وري علمي مورد بررسي قرار داده اند.

به هر حال، با آنکه بيشتر تحقيقات بر اين شاخص متمرکز شده است، برخي از محققين به اعتبار و کاربردپذيري آن مشکوک بوده و لذا جايگزين هايي را براي آن پيشنهاد مي کنند. به دسته اي از آن ها در ادامه خواهيم پرداخت. بعضي از منتقدين اظهار مي کنند که سردبيران مي توانند با شگردهايي ضريب تأثير مجلات را دست کاري کنند. اين شگردها مي توانند باعث افزايش صورت کسر، کاهش مخرج و يا هر دو شوند. البته برخي از مقالات اخير مانند با کمک روش هاي آماري درباره صحت و سقم اين دست کاري ها در مقالات مربوط به بازه هاي زماني و يا علوم مختلف تحليل و بررسي انجام داده اند.

به علاوه، با وجود اين که ضريب تأثير رايج ترين شاخص اندازه گيري کارايي به شمار مي رود، اما بيشترين برداشت غلط نيز در مورد آن صورت گرفته است. علي رغم سادگي محاسباتي اين شاخص، وابستگي آن به عوامل جامعه شناختي (حوزه موضوعي مجله؛ نوع مقالات مجله؛ ميانگين تعداد نويسنده ها بازاي هر مقاله) و عوامل آماري (اندازه مجله؛ بازه زماني اندازه گيري استنادها) دقت بيشتري را در به کارگيري آن طلب مي کند.

با آن که در سال هاي اخير ضريب تأثير از يک شاخص ناشناخته کتاب سنجي به مهم ترين شاخص کمي مربوط به کيفيت يک مجله، نويسندگان آن مقاله ها و حتي مؤسسة آن ها تبديل شده است، محدوديت هايي دارد که گاهي نمي توان و گاهي نيز نبايستي از آن استفاده نمود. از اين رو، در هنگام بررسي ضريب تأثير مجلات بايستي به نکات زير توجه نمود.

  1. تنها ضريب تأثير مجلاتي که در يک حوزه مطالعاتي قرار دارند، قابل مقايسه هستند.
  2. اجبار نويسندگان به چاپ مقاله با يک حداقل ضريب تأثير کار عاقلانه اي نيست.
  3. کيفيت يک مجله بيشتر به نظر دانشمندان آن حوزه و نظر فني آن ها بستگي دارد تا يک عدد ساده.
  4. از آنجايي که شاخص ضريب تأثير، استنادها به انواع مختلف مقالات را با فرض هاي متمايز در نظر مي گيرد، در هنگام مقايسه انواع مجلات مختلف يا مجلات با ترکيب مختلف مقالات احتياط بيشتري لازم است.
  5. ضريب تأثير به عنوان يک ميانگين آماري، داراي يک انحراف استاندارد به ازاي هر سال است که نشان داده مي شود در يک نمونه بزرگ، به اندازه مجله (تعداد مقالات در مجله) بستگي دارد. يعني در هنگام مقايسه ساليانه ضرايب تأثير، اندازه مجله حائز اهميت است.
  6. در تحقيقات کاربردي، با توجه به ممنوعيت انتشار اختراعات يا نوآوري ها تا زمان تکميل و ثبت آن ها، اصل اندازه گيري واقعيت و اهميت يک پيشرفت فني از طريق تعداد استنادها ممکن نيست. حتي مي توان گفت که اهميت يک پيشرفت فني با تعداد استنادها رابطه معکوس دارد.

9-2- خانواده شاخص h

شاخص ديگري که معرف نفوذ يک مجله است را Hirsch در سال 2005 به عنوان سنجه اي براي ارزيابي انفرادي محققين، مقالات منتشره يک مجله در طول يکسال، سازمان ها و يا حتي کشورها معرفي کرد. شاخص h براي يک مجموعه مقاله (محقق) که بر حسب تعداد استنادهاي دريافتي به طور نزولي مرتب شده باشد، بزرگترين مقدار h است که در آن h مقاله (محقق)، هر کدام حداقل h استناد دريافت کند. اين معيار ممکن است به اشتباه براي کمي سازي ارزش هاي کيفي انسان ها به منظور ارزيابي هاي شغلي به کار رود، اين اطلاعات مي تواند کمک کننده باشد اما نمي تواند جايگزين يک مصاحبه حضوري شود.

با وجود اينکه محاسبه آن ساده بوده و هر دو معيار تعداد و تأثير انتشارات را در برداشت، اما داراي اشکالات و معايب زيادي نيز بود. به همين دليل شاخص هاي ديگري از قبيل شاخص A، AR و ... به تدريج معرفي شدند که هر کدام بر جنبه خاصي از شاخص h تمرکز داشتند. در ميان اين شاخص ها، شاخص g بيشتر از همه مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت. اين شاخص توسط Egghe در سال 2006 به منظور تأکيد بيشتر بر پراستنادترين مقاله هاي نويسنده، جنبه اي که در شاخص h کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، مطرح شد.

[1]Self-citation

[2]h-index

[3] Immediacy index

[4] Cited half-life

مطالب آموزشی

1- سلسله مقالات و مباحث پیرامون آموزش مقاله نویسی:

بهترین روش مقاله نویسی (بخش اول): «ساختار یک مقاله علمی» و «انواع مقاله علمی»

بهترین روش مقاله نویسی (بخش دوم): «ماهیت مقاله علمی-پژوهشی»، «انواع گزارشات علمی» و «تعریف پژوهش»

بهترین روش مقاله نویسی (بخش سوم): «ساختار تفصیلی یک مقاله علمی» و «نحوه ارجاع دهی منابع در متن»

بهترین روش مقاله نویسی (بخش چهارم): «سيستم هاي ارزيابي آثار علمي»

بهترین روش مقاله نویسی (بخش پنجم): «شاخص هاي ارزيابي آثار علمي»

بهترین روش مقاله نویسی (بخش ششم): «چند نکته اساسي در تهيه يک مقاله علمي» و «نرم افزارهاي پرکاربرد در نگارش مقاله علمي»

بهترین روش مقاله نویسی (بخش هفتم): «انواع مجامع علمی»

بهترین روش مقاله نویسی (بخش هشتم): «معرفي برخي از مهمترين بانک هاي اطلاعاتي»

2- آشنایی با ابزارهای پیشرفته تحقیق و پژوهش (Research Tools)

آشنایی با گوگل پژوهشگر(Scholar Google) و ترفندهای پیشرفته جستجو در آن

3- اعتبارسنجی مدل های تحقیق در عملیات

اعتبارسنجی مدل های تحقیق در عملیات (بخش اول): تاریخچه

اعتبارسنجی مدل های تحقیق در عملیات (بخش دوم): مقدمه ای بر تصدیق، اعتبارسنجی و تست

4- سلسله مقالات و مباحث پیرامون مسئله طراحی مسیر گردشگر

مروري بر مسئله طراحي مسير گردشگر (بخش اول): آشنایی با مسئله

5- سلسله مقالات و مباحث پیرامون مسئله مکان یابی رقابتی

مکانیابی تسهیلات رقابتی (Competitive Facility Location) (بخش اول): چیستی مسئله